
خیلی وقته دوست دارم درمورد این شخصیت جدید قصه زندگیم بنویسم، اما ترس داشتم چرا که ایشون همه چیز رو کنترل میکنه و نگرانم آدرس وبلاگ لو بره. یکی از دلایلی که کمتر مینویسم هم همینه : با اینکه مشتری ای وجود نداره و کاری نیست، آقای کارفرما زورش میاد من به کار دیگه ای مشغول باشم: اینکه بشینم و زل بزنم به صفحه خالی سیستم خوشحال ترش میکنه تا اینکه کارهای خودم رو انجام بدم! وقتی با آقای همسر در مورد کار صحبت میکنم مدام میگه کارفرما همینه دیگه! تو بد عادت شدی! حق با...
ادامه مطلب
340 -کارفرمای ناجور-تو این شرایط بیخود زندگیم، خریت کردم و به خاطر نزدیکی محل کارم به خونه، خودمو گیر یه کارفرمای دروغگوی کلاهبردار انداختم. مث خر دارم کار میکنم براش اما شعورش نمیرسه چندرغاز حقوقم به موقع و یکجا پرداخت کنه. کافی نتش رو به تازگی راه اندازی کرده و مشتری آنچنانی نداره. اینور سال که شد بهش گفتم افزایش حقوق نمیخوام فقط برای اینکه احساس کردم تو شرایط جنگی این جوری منصفانه تره. دوم ماه موعد پرداخت حقوقم بوده. الان بیستمه و هنوز نصف حقوقم رو پرداخت نکرده! بانک قطعه. تصادف کردم. حسابم ه...
ادامه مطلب