.....................!

متن مرتبط با «سکوت» در سایت .....................! نوشته شده است

338 -سکوت-

  • نیلوبلاگ

    338 -سکوت-تمام کابوس های گذشته رو زندگی کردم. دو سه ماه گذشته، پر تنش ترین روز های زندگی رو گذروندم. عدم استقلال و دقیق ترش عدم تمایل به استقلال آقای همسر بند بند وجودمو متلاشی کرد. این مدت اتفاقات زیادی افتاد که حاصلش شد یه تنهایی بی پایان. ازدواج کردم. همسرم دارم اما روز به روز احساس تنهاییم عمیق تر شد. جنگ. ترس. تپش قلب. اون لحظه هایی که من از ترس خودمو گوشه دیوار جمع میکردم، چمباتمه میزدم و اشک میریختم اما میترسیدم آقای همسر رو بیدار کنم مبادا بد اخلاقی کنه. اون جایی که پدر شوهرم هوس سفر به ...

    ادامه مطلب